مرکز تخصصی شهدای محراب

کارنامه ای برای ابدیت: با چه توشه ای از دنیا می رویم؟

کارنامه ای برای ابدیت: با چه توشه ای از دنیا می رویم؟

کارنامه ای برای ابدیت: با چه توشه ای از دنیا می رویم؟

- اندازه متن +

کارنامه‌ای برای ابدیت: با چه توشه‌ای از دنیا می‌رویم؟
درس اخلاق حضرت آیت‌اللّه عاملی(دامت برکاته)

بسم اللّه الرحمن الرحیم
قرآن کریم در آیۀ ۷۴ سورۀ مومنون می‌فرماید: «وَ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ». این جمله، اسمیه است؛ یعنی ما همین الان سقوط می‌کنیم. ما الان هم از پل صراط رد می‌شویم و می‌افتیم.
در تفسیر صافی روایتی است که می‌فرماید: «أَنَّ الصُّورَةُ الْإِنْسَانِيَّةُ هيَ … الْجِسْرُ الْمَمْدُودِ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّار». مراد از پلِ صراط، صراط انسانیّت است. اگر یک حرفی زدی، اگر کاری کردی که ضد انسانیت است، سقوط می‌کنی! لذا بعضی از مؤمنین وارد بهشت می‌شوند، می‌گویند: ما پل صراط ندیدیم! (جُزنا و هِيَ خامدةٌ) به آنان می‌گویند: شما گذشتید. از این‌رو، ما همین الان ابدیّت خودمان را درست می‌کنیم.
کسانی که غفلت می‌کنند، وقتی که از دروازه ی دنیا خارج می‌شوند، می‌بینند که زمین بائر است و هیچ کاری انجام نداده اند ؛ [یا اگر کاری انجام داده اند ] در زمین دیگران بوده .

در زمین مردمان خانه مکن / کار خود کن کار بیگانه مکن
کیست بیگانه؟ تن خاکی تو / کز برای اوست غمناکی تو
تا تو تن را چرب و شیرین می‌دهی / جوهر خود را نبینی فربهی
گر میان مُشک، تن را جا شود/ روز مردن گند او پیدا شود
مُشک را بر تن مزن، بر دل بمال / مُشک چه بود؟ نام پاک ذوالجلال

تا چشمش را می‌بندد، از وحشت غش می‌کند. بعد از مرگ، چند چیز خیلی سنگین است. اگر از من بپرسند که چه چیزی برای میّت وحشت دارد، می‌گویم: وقتى كه چشم را باز کند و بفهمد هیچ‌چیزی قابل تغییر نیست: «مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ مَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ». یعنی در آخرت، دادگاه استیناف وجود ندارد که تجدید نظر کند؛ لذا بعضی جیغ می‌کشند. خداوند می‌فرماید: «لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُمْ مِنَّا لَا تُنْصَرُونَ». اینجا دیگر جیغ کشیدن اثر ندارد.
تا میّت از دنیا می‌رود، روحش را نزد خداوند متعال می‌برند. آنجا خداوند می‌فرماید: «أَلَيْسَ هٰذَا بِالْحَقِّ»؟ حالا حق هست یا نیست؟ «أَفَسَاحِرٌ هٰذَا أَمْ أَنْتُمْ لَا تُبْصِرُونَ»؟ سحر است یا اینکه شما نمی‌بینید؟ فکر کردید اینها را روحانیت درست کردند؟! خدا نگاه به صورتش می‌کند که چه صورت بد و زشتی دارد: «أَمَّا ذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ». این آیه، هم از زبان خدای متعال است، هم ملائکه. تو کجا بودی؟ چرا با این چهره اینجا آمدی؟ فکر و خیال‌ها و تمنّیات، صورت را در برزخ تشکیل می‌دهد. پیامبر(ص) فرمود: «يُحْشَرُ النَّاسُ بِنِيَّاتِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». «نِيَّاتِهِمْ» یعنی همین نیّت‌هاست که چهرۀ شما را درست می‌کند. بعد می‌گویند: «أَمَّا ذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ». کافر را که به جهنم می‌برند، از دو طرف او را شلاق می‌زنند؛ یکی از پشت سر، یکی هم از روبه‌رو. «الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبَارَهُمْ». آن که از پشت می‌زند، ملائکۀ دنیاست، می‌گوید: برو، دیگر تمام شد. آن که از جلو می‌زند، ملائکۀ آخرت است، می‌گوید: چرا با این صورت آمدی؟!
کسی که بخواهد در این عالم حالش روزبه‌روز فرق داشته باشد، یعنی روی سفرۀ فاخری بنشیند. خدا ما را برای سفرۀ فاخر خلق کرده. این نمازها که می‌خوانیم، حضرت امام فرمود: اگر معصومی این نمازی را که ما می‌خوانیم بخواند، دق مرگ می‌شود. اگر جن و انس جمع شوند که حضرت امیر(علیه السلام) یک «لا إلهَ إلّا اللّه» پیامبر(ص) را بگوید، نمی‌تواند. اگر جن و انس جمع بشوند یک «لا إلهَ إِلّا اللّه» حضرت امیر(علیه السلام) را بگویند، نمی‌توانند.
خدا برای ضیافت ما را خلق کرد. در دعای ماه رمضان می‌فرماید: «أَنْتَ دَعَوْتَنِي إِلَیكَ». خدا در قرآن می‌فرماید: اگر کسی استعداد داشته باشد، می‌گیرم، رهایش نمی‌کنم: «وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ». تمام برنامه‌ریزی باید این باشد که چگونه می‌خواهی از دنیا خارج شوی.
امام معصوم(علیه السلام) فرمود: «لَيْتَ شِعْرِي فی غفلاتی کیف حالی ء أنت مُرضُ عنی أم ناظرُإلیّ»
خدایا در ان حالی که غفلت مرا گرفته است ای کاش میدانستم حالم چگونه است آیا از من روی گردانی یا به من نظر داری ؟ با چه توشه‌ای می‌خواهم بروم؟ وقتی پیامبر(ص) این‌طور می‌گوید: «قُلْ ما کنتُ بدعاً مّن الرّسوال وما أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلا بِکم» ما چه بگوییم؟
راوی می‌گوید: امیرالمؤمنین شب رفت به فقرا رسیدگی کرد و برگشت. من خودم را به خواب زده بودم. دیدم آقا سر بر دیوار گذاشت و با خدا حرف می‌زد. فرمود: «أَم نَاظِرٌ إِلَيَّ ».
یعنی امروز را برای فردا نگذار. الان به کجا ختم می‌شود؟ با چه توشه‌ای از دنیا می‌روم؟ باید این‌قدر کار بکنید که در شأن خود از خدا سفره بگیرید. برای همین خلق شده‌ایم. آنهایی که به جای رسیدن [به این مقام]، در برزخ زندگی می‌کنند، نه دنیا. فقط معصوم نیست که فرمود: «وَ أَصْحَابُ الدُّنْيَا بِأَبْدَانِهِمْ وَ أَرْوَاحُهُمْ مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى». در این دنیا با بدن‌هایى زندگی می‌کنند که روح آنها به جایگاهی برین تعلق دارد.
حضرت در خطبۀ متقین می‌فرماید: «وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ، وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ». با بهشت چنان هستند که گویا آن را می‌بینند و در نعمت‌هایش غرق هستند، و با دوزخ چنان هستند که گویا آن را می‌بینند و به عذابش گرفتارند.
آن‌قدر باید در بزنی تا از این قاب مادی خارج شوی. خدای متعال فرمود: از من حاجت بخواهید. محدوده هم مشخص نکرد: «وَ مَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا». چیز کوچک از خدا نخواهید. بگویید: «یا ربِّ الْعَرْشِ الْعَظیم، یا رَبِّ الْقُرآنِ الْعَظیم و یا ربِّ النِّبيِّ الْعَظیم.» از این سه مورد بزرگ‌تر نداریم. فرمود: «فَإِنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الْمُعْطِي جَلَائِلَ النِّعَمِ …». گاهی مناجات شاکرین بخوانید: «إِلَهِي أَشْكُو إِلَيْكَ عَدَمَ البُكَاءِ مِنْ خَوْفِكَ …».
آقای حاتمی‌کیا در تهران من را ملاقات کرد. گفت: «من دارم فیلم حضرت موسی(علیه السلام) را می‌سازم؛ ولی مشکلی دارم که کسی نمی‌تواند آن را حل کند: چرا حضرت موسی(علیه السلام) در بازگشت از مدین پیامبر شد؟!» گفتم: «من می‌دانم. وقتی داماد شعیب(علیه السلام) شد، سه بار شعیب(علیه السلام) در اثر گریۀ شبانه کور شد. حضرت موسی(علیه السلام) شب‌ها تماشگر اشک چشم شعیب(علیه السلام) بود.» تا به حال شنیده‌اید کسی با گریه کور شده باشد؟ امام رضا(علیه السلام) فرمود: «إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا». روز شهادت حسین، دیدگان ما را مجروح کرد. فرمود: «اَقْرَحَ».
به شیخ جعفر شوشتری گفتند: «چطور به اینجا رسیدی؟» گفت: «دایه‌ای داشتم که شب‌ها گریه می‌کرد. گفتم: دایه! چرا شب‌ها گریه می‌کنی؟ گفت: نماز شب می‌خوانم. گفتم: من هم می‌خواهم بخوانم. شب مرا بیدار کرد. بعد از وضو گفت: نماز تو با من فرق دارد. تسبیح داد و گفت: صد مرتبه بگو: يَا حَاضِرُ يَا نَاظِرُ. من فهمیدم که در محضرم و علت گریه این است.» تکان می‌خوری، می‌بینی همه‌چیز بسته شده؛ اما نتوانستی در شأن خدا کار کنی. آیۀ ۶۰ سورۀ مؤمنون می‌فرماید: «وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ». همه دنبالش هستند چون پروردگارشان است. پیامبر(ص) فرمود: ماه شب چهارده را دیده‌اید؟ این‌طور با خدا جلسه دارید. مرحوم شاه‌آبادی فرمود: خیلی سنگین است!
کسی که شراب خورده، مست می‌رود پیش خدا. می‌فرماید: «أَفَبِهٰذَا أَمَرْتُكَ؟» برای خیلی‌ها می‌گوید.
برنامه‌ریزی کن. خدا دو تا قاب تصویر دارد. این دو تا را تماشا کن، حالت خوب می‌شود: یکی قابِ جمال خداست، یکی هم ابدیت است.
تمام ذرات عالم، تصویر جمال خداست. شاعر می‌گوید:
همه عالم چو یک خمخانۀ اوست/ دل هر ذره‌ای پیمانۀ اوست
خرد مست، ملائک مست و جان مست/ هوا مست و زمین مست و زمان مست
فلک سرگشت از وی در تکاپوی/ هوا در دل به امید یکی بوی
می‌گوید همه‌جا مست است؛ ولی حافظ می‌گوید: درست نگفتی! «چو عشق پیدا شد، آتش به همه عالم زد». گاهی میرزا جواد آقای تبریزی آتش می‌گرفت. توی کوچه‌ها راه می‌رفت و به خدا می‌گفت:
چرا هر دم زنی آتش به جانم؟/ مگر من کورۀ آهنگرانم؟
چرا هر دم زنی صد طعنه بر من؟/ مگر من دلبر نامهربانم؟
این قاب تصویر خداست. خداوند در قرآن می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي … أَلَمْ تَر َ… أَلَمْ يَرَوْا …». همش خط کمال را می‌کشد. این آب را نگاه کن، یک قطره‌اش را بردار.
هر شب در این راه صد موج آتشین است/ دردا که این معمّا شرح و بیان ندارد
آن وقت آن‌قدر مست می‌شوی که اصلاً از این عالم بریده می‌شوی. آیت‌اللّه بهجت(رض) فرمود: «آقا میرزا تقی شیرازی در فکر فرو می‌رفت که می‌رفت زیر دست و پا!»
مستم کن آن‌چنان که ندانم ز بی‌خودی /در عرصۀ خیال که آمد کدام رفت؟
قاب دوم، تصویر قرآن است. اگر برای قرآن حساب باز کنی، می‌فهمی عالم دیگری بوده؛ اصلاً قرآن نفهمیدی؟ خدا را در لای کتاب پیدا نکنی، می‌شوی محجوب؛ آیۀ ۱۵ مطفّفین. خیلی‌ها همین‌طورند. رسول خدا(ص) می‌فرماید: «مَنْ عَرَفَ اللَّهَ وَ عَظَّمَهُ، مَنَعَ فَاهُ مِنَ الْكَلَامِ وَ بَطْنَهُ مِنَ الطَّعَامِ».
حالا به نظر شما، قاب تکوین بالاتر است یا تشریع؟ این کهکشان‌ها، انتهایش معلوم نیست. قاب تصویر خدا و ابدیت که فرمود: اگر قرآن را بر کوه عرضه کنند، خاشع می‌شود؛ این همان قاب است. حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: اگر کسی که این قاب را دیده بیاورند و بگویند: آنچه دیدی وصف کن، نمی‌تواند. از خود حضرت(علیه السلام) پرسیدند: «خودتان وصف کنید!» فرمود: «نمی‌توانم!»
صبح که برای نماز صبح بیدار می‌شوی ، قبل نماز دستت را به نیّت زدن بر سر بگذار و بگو: «خدایا! من خودم را زدم، تو دیگر مرا نزن!»
و السلام علیکم و رحمةُ اللّه و برکاته!
۱۷/ دی/ ۱۴۰۳

 

پیاده سازی و تنظیم: سید محمد حسینی احمد فداله

 

برای دانلود فایل پی‌دی‌اف روی لینک کلیک کنید.

submit comment
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *